قهرمان ميرزا عين السلطنه
1054
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تعريف از مشق و انواع بازيهاى قزاقها فرمودند . قزاقها هورا كشيده به سمت اردو رفتند ، به همان قاعدهء سال قبل . با معتضد السلطنه كالسكه نشسته رفتيم . گردوخاك شديدى بود . رفتيم در چادر . سه نفر پسر كوچك يكى سه سال و نيم ، يكى پنج سال ، ديگرى شش سال با لباسهاى قرمز قزاقى و كلاه سفيد ايستاده بودند . دور اين سه پسر شاه و همراهان حلقه زدند . اول پسر كوچك جلو ايستاده آن دو را مشق داد ، به حالت خوشى كه صداى تعريف و تمجيد از شاه و همراهان برخاست ، همينطور آن دو ديگر . مثل اين بود يك عروسك دو عروسك ديگر را با ماشين و اسباب مشق بدهد . بعد قاسم خان پدر آنها جلو آمده دو نفر آنها را مشق قداره داد ( اسكريم ) . آنقدر قشنگ و بقاعده مشق شمشير كردند كه حساب نداشت . بعد آن پسر كوچك با آن بزرگ مشق شمشير كردند . خيلى خيلى خوب از عهده برآمد . طورى آن پسر كوچك قداره كشيد و جلو آمد مثل اين بود كه با شير جنگ مىكند . لباس و خوشگلى اين سه طفل كه با حركات آنها مقابلى مىكرد خيلى سفيد و خوشگل بودند . نيم ساعتى تماما مشغول تماشاى مشق اين سه طفل بودند . بعد صدراعظم جلو رفته عرض كرد خوب است راحتى بفرمائيد . شاه هر چه اشرفى خواست كه انعام بدهد كسى نداشت ، يا داشت نداد . بعد از بيرون رفتن از چادر سالار الدوله پنج اشرفى از جيب درآورده حضور برد . رفتيم به همان ايوان . عصرانه و غيره همهچيز زياد و خوب [ بود ] . حكيم الملك از جانب شاه آمده [ گفت ] فرمودند مواجبى به اين سه پسر بدهيد . انعامى هم شاه التفات فرموده بودند ، گويا همان پنج هزاريها بود . صدراعظم هم به پلكنيك فرمود نفرى پنجاه تومان مواجب به اين سه نفر مرحمت شد . ساير پسرهاى صاحبمنصبان را هم همينطور مشق بدهند . حقيقت خيلى قشنگ مشق كردند و مدتى اسباب تماشا بود . عين الدوله ، تفنگ به گردن يك ساعت توقف فرموده بعد جمعا حضور رفتند . عكس انداخته شد شاه تشريف بردند . فرمانفرما هم با صدراعظم در كالسكه نشسته تشريف بردند . عين الدوله امروز تماشائى به مردم داد . در چادر اول كه بوديم تفنگ دولول تهپرى « قراباتى » « 1 » به گردن انداخته ايستاده بود . همهكس تعجب مىكرد و خنده مىكرد كه اين تفنگ را براى چه به اين شكل گردن انداخته ، مضمونها گفتند . حقيقت اين حركت او با صدارت منافى بود . صدراعظم هم هر دقيقه نگاهى كرده شكر خندهاى مىفرمود كه كسى كه كبادهء صدارت
--> ( 1 ) - ( - كراوات ) يعنى بطور كراوات .